تبليغاتX
هوادار تراكتورسازي تبريز



من هاتفم

انسانها ترجیح می‌دهند فرشتگانی سقوط کرده باشند تا شامپانزه‌هایی تکامل یافته.این راز روی‌گردانی مردم از علم و رویکرد آنان به مذهب است.

پ.ن1)سرم شلوغه

پ.ن2)به احتمال زیاد این آخرین پستمه و دیگه نمی نویسم.

یا علی

نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
می ترسم.از همه چیز میترسم.از خودم.از اطرافیانم.خیلی مسئولیت رو گردنمه ولی باید عادت کنم.هر تغییری سخته ولی شدنیه.هم دانشگاه و هم سر کار و هم سر کلاس زبان باید شماره یک باشم.

پ.ن۱:دعا کنین

پ.ن۲:به مناسبت پروژه شبهای گالیله احتمالن رصد داشته باشیم.

پ.ن۳:از همه عذر میخوام اصلا وقت جواب دادن به کامنت ها رو ندارم.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
سلام

واقعا از همه عذر میخوام.سرم شدیدن شلوغه.همین میرسم که کامنت ها رو تایید کنم.در اولین فرصت به همه جواب خواهم داد.من مثل بعضیا نامرد نیستم که فراموش کنم دوستامو

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
سلام بعد از یه مدت کوتاه

نمیدونم از کجا شروع کنم.

وقتی یک ایرانی واسه ی تحصیل میره اروپا طرف اگه حتی واسه پی اچ دی یا دکتری هم رفته باشه برا تامین هزینه های زندگیش کار پیدا میکنه.کارشون چی میشه.یا ظرف میشورن تو رستورانا.یا کارگری میکنن.یا فروشنده میشن و یا کتابدار و... هزاران کار با کلاس و بی کلاس.

میدونین که منم تازه از دانشگاه قبول شدم.به ذوستم زنگ زدم که فلانی بیا بریم کار پیدا کنیم.هم تجربه میشه هم پول.اون جواب داد هاتی جون من الان دانشجو ام.به غیر تدریس افت داره الان برا من کاره دیگه ای.

و حالا سوال اینجاست.

چراااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اونجا کارگری میکنی این جا اوف اوف و پیف پیف میکنی؟؟؟آیااا؟

پ.ن1)کار پیدا کردم

پ.ن2)امروز روز اول بود.هنوز نمیدونم دقیقا چی به چیه ولی خدا رو شکر میکنم که کار دارم.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
این 3 تا جمله رو از بین کتاب کنکور هام پیدا کردم.نمیدونم کی بهم گفته بود.نوشته بودم روی کتاب فیزیک پیش 1 فرید شهریاری:

1)دانایان پیوسته از گذشته حرف میزنند.خردمندان در اندیشه ی حالند و دیوانگان سخن از آینده بر زبان می آورند

ناپلئون بناپارت

2)امروز را دریاب و به فردا هر چه کمتر بتوانی تکیه کن

هوراس

3)عده ای دائم غرغر میکنند که گل سرخ خار دارد.ما باید شاد باشیم که خار گل سرخ دارد.

آلفونس کار

پ.ن!)ممنونم از همه به خاطر تبریکاش

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
سلام دوستان.

ببخشید که خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا.

جواب کنکورو دادن.اینجانب از رشته مهندسی مکانیک گرایش طراحی جامدات دانشگاه صنعتی ارومیه قبول شدم.اکثر دوستان رو میذونم از چی قبول شدن بعضیارم نمیدونم خوشحال میشم دوستان رشته هاشونو بگن.

پ.ن1)رشتمو دوست دارم و ادامه خواهم داد.

پ.ن2)لطفن به هنگام کامنت گذاشتن:

1)رک و صریح و کامل منظورتونو بنویسید

2)از کلمات رکیک و فحش بپرهیزید

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
سلام.در این چند روز گذشته خبری شنیدم که داشتم از حرص خوردن میترکیدم.

خداییش زمان دبیرستان از میون شعرای کتاب ادبیات انگشت شمارشو دوست داشتم.که یکیش شعره

به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید- بود.که ۳ روز پیش فهمیدم:

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی روز پنج شنبه برای همیشه از ایران به مقصد دانشگاه پرینستون آمریکا پرواز کرد.

قبله اونم دکتر باستانی پاریزی بازنشست شد.قبله اونم دکتر گلشنی(مترجم فیزیک هالیدی و کلی چیزای خوب که الان یادم نیست) بعد از ۱۷ سال از سمتش کنار گذاشته شد.

نمیدونم داریم به کجا میریم.اسمه این پیشرفته یا پسرفت؟ا... اعلم

پ.ن۱)کاشکی صاعقه ای آید و سوزد همه را...

نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
اگر فقط...

این عنوان فیلمیه که تازه دیدم.یک فیلم فلسفی که آخرش آدمو متحول میکنه.اکثر اونایی که منو از نزدیک میشناسن میدونن که آدم سخت و مشکل پسندیم و به هر فیلمی فیلم خوب نمیگم ولی این فیلم عالی بود.بازیگراش:جنیفر لاو هویت-پل نیکولز-تام ویلکینسون

موضوع فیلم راجع به یک دختر مهاجر آمریکاییه که به لندن برای تحصیل در موسیقی رفته...بقیشو نگم بهتره

معنی فیلم اینکه اگه حتی بدونی در آینده چه اتفاقی میفته هیچ کاری نمی تونی برای جلوگیری ازش انجام بدی مگر اینکه خودتو فدا کنی(هر کاری بخواد بشه میشه دیر یا زود به اشکال مختلف)

1

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |

با سلام بعد از وقفه ای طولانی دوباره اومدم.

امروز می خوام مطلبی بزارم که من حدودن یک سال پیش تو وبلاگ آقای آزادگان دیده بودم.گفتم بزار منم بزارم آخه خیلی خوب بود و خیلیا رو در بر می گرفت تو این جهان.

با تشكر از شروين

قوانين مورفي....خيال يا واقعيت!!!!
يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند .
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن:
- اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
- هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
- وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
- هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
- هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند
.
- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي .
- احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
- هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
- اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
- مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد.
- هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود.
- 80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
- وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.
قوانين اتوبوسي مورفي :
- اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
- اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است.
- اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
- هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد).
- اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد.
قوانين كامپيوتري مورفي :
- ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
- اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.
قوانين عاشقانه ي مورفي :
- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
.
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است.
- شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
- ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها.
- چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.
فلسفه مورفي
" لبخند بزن... فردا روز بدتريه "
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي :
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري
. احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده :

"اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه"

منبع:وبلاگ علی آزادگان

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |
با سلامی دوباره به سبزی روز های آینده

نمیدونم شما هم اینجوری هستین یا نه ولی من در حال حاضر از ایران فقط به جومونگ نگا میکنم اونم به عنوان تفریح

سه شنبه ی هفته ی پیش در یک قسمت از فیلم یک صحنه ی جالب دیده شد:

رییس موپلمو رو به ماری کرد و در جواب اینکه به فرمانده جومونگ بگید به خاطر آروم شدن اوضاع با بانو سوسانو ازدواج کنه گفت:

-ازدواج یه امر مقدسه و نباید با مسایل سیاسی قاطی بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پ.ن۱)طبق اون چیزایی که شنیدم جومونگ ماله ۲۱۰۰ سال پیشه

پ.ن۲)کمی با وضع ازدواج فرزندان مسئولان ما مقایسه کنید...

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت توسط سید هاتف طباطبائی| |